عَیّن الأصحّ و الأدّقّ في الجواب للتّرجمة أو المفهوم: «قد یکونُ بینَ ُزملائی مَنْ هو أحسنُ مِنَ الآخرینَ!
گاهی در بین همکلاسیها کسی هست که برتر از دیگران است!
گاهی بین همکارانم کسی هست که از دیگران بهتر میباشد!
شاید بین همکلاسیهایم شخصی باشد که به دیگران نیکی کرده است!
قطعاً بین همکارانم کسانی هستند که از دیگران بهترند!
عیّن الأصحُ و الأدقّ في الجواب للتّرجمة أو المفهوم: «یسعی القرآُن دائماً أنْ یبتعدَ الّناسُ عن سُخریةِ الآخرین!»:
قرآن دامئاً سعی میکند که مردم را از مسخره کردن دیگران دور نماید!
تلاش دائمی قرآن این است که مردم ازتمسخر دیگران دور شوند!
قرآن همواره در تلاش است که مردم از مسخره کردن یکدیگر دست بکشند!
قرآن همیشه تلاش میکند که مردم از مسخره کردن دیگران دور گردند!
عَیِّنْ المناسب للفَراغَیْنِ علی الترتیب:
«القرآُنُ حَرَّمَ علینا............. و هو أنْ نُلَقِّبَ الناسَ بألقابٍ................. و ذَکَرَهُ من کبائِرِ الذُّنُوبِ!»
التنابُز ـ یَکرهُونَها
الاغتیاب ـ یُسَمُّونَها
التنابُز ـ یُحِبّونَها
الاغتیاب ـ یَکْرَهُونَها
عیّن غیر المناسب لِلفراغ:
عَلَيَّ أنْ أبتعدَ عَن ............! => الفُسوق
بئس العمل قطعُ ............... بَینَ الأصدقاءِ! => التّواصل
السّعیُ لِرفع حاجاتِ الّناسِ هو المحاولةُ ...............! القبیحَة
کَشفُ أَسرارِ النّاسِ لـِ ............... ............ إثمٌ کبیرٌ! => السّخریة
عیّن المناسب للجواب عن الأسئلة الّتالیة:
عَیّنِ الصحیحَ لما أُشیرَ الیه بخطَ: «أحاوِلُ أنْ أَسْتَمِعَ صوتكَ من خلالِ السمّاعَة ولکنّه غیرٌ مَسْمُوع!»
فعلٌ ماض من مصدر إستامع ـ اسم المبالغة ـ اسم المفعول
فعلٌ مضارع بزیادة حرفَیْنِ ـ اسم الآلة ـ اسم المفعول
فعل أمر مصدره علی وزن إستفعال ـ اسم الآلة ـ اسم المبالغة
فعلٌ مضارع فیه حرفانِ زائدان ـ اسم المبالغة- اسم الفاعل
عَِیِّنْ ما يختلفٌ في نوعِ الخبر:
الغیبةٌ مِن أَهَمَّ أَسبابِ قَطعِ التواصُلِ بَینَ النّاسِ!
مِنْ کَبائِرِ الذُّنوبِ فی مَکتَبِنا تجسُّسُ أَسرارِ النّاس!
سوءُ الظّنِّ اتِّهامُ شَخصٍ لِشَخصٍ آخَرَ بِدونِ دَلیلٍ!
في هاتَینِ الآیتَینِ تحریمٌ لِتَسْمیَةِ الناسِ الأَسماءَ القبیحَةَ!
مَیِّزِ العبارة الّتي لا یؤجَدُ فیها «ن» الوقایة:
لا تُلَقِّبني بألقابٍ سیّئةٍ!
الدَّلافینُ تستَطیعُ أنْ تُغَنّي کَالطُّیور!
تَیَّاُرٌ المیاهِ أخَذَني إلی الساحل!
هذا أَمرٌ عَجیبٌ یُحَیّرُني جِدّاً!
عَيِّنِ الْخَطَأَ عن المحلّ الاعرابيّ لِمفردات العبارة التالیة: «أکبرُ العیبِ أنْ تَعیبَ ما فيكَ مثلُه!»
أکبر: المبتدأ
العیب: مضاف إليه
ما: المفعول
مثلُ: خبر
عیّن الصّحیح:
تَنصحُ آیاتُ القرآنِ النّاسَ! => فعلٌ مضارع لِضمیر «أنتَ»
علینا أنْ نبتعدَ عَنِ العُجْبِ! => فعلٌ معلوم مصدره «إبعاد»
«وَ جادِلهُم بالّتي هي أحسَن» => الفعل الماضي مصدره «احسان»
لا نَذکرُ عیوبَ الآخرینَ! => الفعل المعلوم بدون حرفٍ زائد
اقرأ النّصَ التّالي بِدِقَّة ثُمَّ أَجِب عَنِ الأسئلة:
«انَّ للمُصْحَفِ الشریفِ مِئَةً و اربَعَ عَشْرَةَ سُورةً أُنْزِلَتْ خِلالَ ثلاتٍ و عِشرینَ سَنَةً علی خاتَمِ الأنبیاءِ مُحمَّدٍ (ص) و انْقَسَمَتْ الی ثلاثینَ جُزْءً فبعضُها نَزَلَتْ في مَکّةَ المُکرّمَةِ و عُرِفَتْ بالسُّوَرِ المکِّیَّة الّتي أَهَمُّ مَواضیعِها حَوْلَ العقائدِ و الدّلائلِ علی الخالقِ الذي اَوْجَدَ العالَمَ بقدرتِهِ المُقْتَدِرَةِ و حِکْمَتِهِ البالغةِ و یُذْکرُ عددُ هذه السُّوَرِ ستّاً و ثمانینَ سورةً، أمّا السُّورُ المَدَنِیَّةُ فهيَ ما نَزَلَ بعدَ الهِجرةِ النَّبَویةِ الی المدینةِ لبیانِ الأحکامِ الشرعيّة و الآدابِ الاجتماعیة و مکارِم الأخلاقِ الّتی بُعِثَ الرسولُ (ص) لیُتَمِّمَها»
عَیِّنِ الخطأَ حَسَبَ النصّ:
أکثر سُوَر القرآنِ الکریم نزلَتْ بعدَ الهجرة النبویّة!
الآدابُ الاجتماعیّةُ و الأحکامُ الشرعیّةُ مِن مواضیعِ السور المدنیّة!
في المصحف آیاتٌ تُعَلّمُنا العقائدَ و الأحکامَ و الأخلاقَ!
مِنْ أسبابِ بِعْثَةِ الرسول اکمالُ مکارِم الأخلاق!
عَیّنِ الخطأ عن العبارة التالیة حَسَبَ النصّ: «سعمَّی بَعْضُ الْمُفَسِّرینَ سورَةَ الْحُجُراتِ بِسورَةِ الأَخلاقِ!»
سورةُ الحُجُرات سورةٌ مَکّیّةٌ نَزَلَتْ قبلَ الهِجرةِ النَّبَویَّةِ!
أَهَمُّ مَواضیعِ سورةِ الحُجُراتِ حَولَ الآدابِ الاجتماعیّة!
أُنزِلَتْ هذهِ السُّورةُ خلالَ حیاةِ خاتَمِ الأنبیاءِ!
لیسَ أکثرُ آیاتِ هذهِ السُّورةِ حولَ قدرةِ الخالقِ!
عیِّنِ السّؤالَ الذي لا نَجِدُ جواباً له في النصّ:
کم بیلُغُ عددُ السُوَرِ المکّیّة؟
لِمَ بُعِثَ خاتَمُ الأنبیاءِ محمّدٌ (ص)؟
ما هي أَهَمُّ مَواضیعِ السُّوَر المدنیّة؟
لماذا انْقَسَمَتِ السُّوَرُ إلی ثلاثین جزءً؟
عیّن ما لیس فعلاً مجهولاً في النصّ:
أُنْزِلَتْ
عُرِفَتْ
یُذْکرُ
یُتَمِّم
عیِّنِ الخطأَ عن «انْقَسَمَتْ» في النصّ:
فعلٌ فيه ثلاثةُ حروفٍ زائدة
مصدرُهُ علی وزن «اِنْفِعال»
فعلٌ معلومٌ مضارعُهُ «تَنْقَسِمُ»
فعلٌ ماضٍ للمفرد المؤنّث
مَن یَسمعونَ کلامَ الأنبیاءِالحقَّ قلیلونَ؛ اُولئک هم الفائزونَ و المُرشدونَ إلی طریق الحقِّ!:
آنها که سخنان درست را از پیامبران شنیدهاند کم میباشند؛ و آنان رستگارانیاند که به طریق حق راهنمایی شدهاند!
کسانی که سخن حق انبیاء را میشنوند اندک هستند؛ آنها همان رستگاران و هدایت شدگان به راه حق میباشند!
آنها که حقیقتاً کلام انبیاء را بشنوند اندک هستند؛ آنها همان رستگاران و راهنمایان به طریق حق میباشند!
کسانی که سخن حق را از انبیاء بشنوند کماند؛ ولی آنها همان رستگاران و هدایت گران به راه حق اند!
مِن المؤمنینَ مَن یشتقلونَ بِطاعةِ ربَّهم وّ یندمونَ علی خطایاهم ناس مِنهم فی راحةٍ:
از میان مؤمنان آن کسانی که به عبادت پروردگارشان مشغولند و از خطاهای خود پشیمان هستند مردم از آنها درآسایش میباشند!
مؤمنان کسانی هستند که به بندگی پروردگارشان پرداخته بر اشتباهاتشان پشیمانند و مردم از دست آنان راحت میباشند!
عدهای از مؤمنین به عبادت پروردگار خویش مشغول میباشند و بر خطاهای خود پشیمان میشوند و مردم از آنها در آسایش هستند!
عدهای از مؤمنین مشغول عبادت پروردگارند و بر اشتباهات خود پشیمانند و مردم همیشه از دست آن ها در امان هستند!
«مَن لایَستَمع إلی الدّرسِ جیّداً یَرسُب فی الامتحان.»
هر کس به درس، خوب گوش نمیکند در امتحان رد میشود.
کسی که به خوبی به درس گوش فرا ندهد در امتحان مردود خواهد شد.
هر گاه به درس، خوب گوش نکنی در امتحان رد میشوی.
هر کس به درس خوب گوش فرا ندهد در امتحان رد میشود.
إن تَقرا إنشاءک أمامَ الطلّابِ فَسوفَ یَتَنَبَّه زمیلُک المشاغِبُ.
گرچه انشایت جلوی دانش آموزان خوانده میشود پس همکلاسی بی ادبت آگاه نمیشود.
اگر انشایت را مقابل دانش آموزان بخوانی، پس همکلاسی اخلالگر و شلوغ تو آگاه خواهد شد.
زمانی که انشای خود را در حضور دانش آموزان بخوانی، دوست شلوغ تو آگاه خواهد شد.
هرچند که انشایت را جلوی دانش آموزان میخوانی اما همکلاسی شلوغ کننده و اخلالگرت ناراحت میشود.
مَن یَلتزِم نفسَه بالآدابِ فی مَحضَر مَن یُعلّمُه یَنجَح.
اگر کسی خودش را به آداب در حضور کسی که به او تعلیم داده، پایبند بکند موفق شده است.
کسی که خویش را به آداب پایبند میکند در حضور هر کس که به او آموزش داد، موفق خواهد شد.
هر کس خودش را در حضور کسی که او را آموزش میدهد، به آداب پایبند کند، موفق میشود.
هر کس خود را کنار کسی که او را می آموزد به ادب آراست، موفق شد.
إن تُطالِعْ، هذا الکتابَ المفیدَ یُساعدْک فی إنشائِک.
اگر این کتابهای مفید را مطالعه کنی به تو در انشایت کمک خواهد کرد.
اگر این کتاب سودمند را بخوانی به تو در انشایت کمک میکند.
اگر این کتاب مفید را میخوانی به تو در انشایت کمک میشود.
چنانچه این کتاب سودمند را میخواندی به تو در انشاء کمک میکرد.
مَن یُحاوِلْ کثیراُء یَصِلْ إلی هدفِهِ.
هر کس بسیار میکوشد به هدف خود نیز میرسد.
کسی که همیشه تلاش میکند به اهدافش خواهد رسید.
اگر کسی خیلی تلاش کرد به هدفش رسید.
هر کس بسیار تلاش کند به هدفش میرسد.
فی حصَهٍ علمِ الأحیاء، کتبت المدرسهٌ علی السّبّورِة عن خواصَ الماءِ للجسم.
در زنگ زیست شناسی، معلم روی تخته از خواص آب بدن مینوشت.
در زنگ شیمی بودیم که معلم روی تخته سیاه از خواص آب بدن نوشته بود.
در کلاس زیست شناسی معلم ما روی تخته در مورد خاصیت آب برای بدن نوشت.
در زنگ زیست شناسی معلم روی تخته سیاه در مورد خواص آب برای بدن نوشت.
کادَ سلوکُ التلمیذِ المشاغِبِ یضرُّ بسکوتِ الصفّ.
چیزی نمانده بود که اخلاق دانش آموز شلوغ به سکوت کلاس ما ضرر برساند.
نزدیک بود رفتار دانش آموز شلوغکننده و اخلالگر به سکوت کلاس آسیب بزند.
رفتار دانش آموزان شلوغ داشت به سکوت کلاس ضرر میزد.
دانش آموز شلوغکننده و اخلالگر آرامش کلاس را بر هم زده بود.
کانت هذه البنتُ تَهمسُ تارةً إلی الّتی تُجلِسُ جَنبَها.
یک دفعه، این دخترک با کسی که پیشش مینشیند، به آرامی سخن گفت.
این خواهر برای یک لحظه با کسی که کنارش بود، نشست و پچ پچ کرد.
این دختر یک بار با کسی که کنارش مینشست، پچ پچ میکرد.
این دختری است که گاهی با کسی که کنارش نشست، پچ پچ کرد.
عیِّن الخطأ:
النّاس أعداءُ ما جَهِلوا: مردم دشمنان چیزی هستند که ندانستند.
العالِمُ حَیِّ وَ إن کانَ میِّتاُ: دانشمند زنده است گرچه مرده باشد.
مَن عَلّمَ علماً، فَلَه أجرُ مَن عَمِل به: هر کسی دانشی را بیاموزد (به دیگران) پس پاداش کسی را دارد که به آن عمل کند.
إذا مَلَک الأ راذِل، هَلَک الأفاضِل.:اگر فرومایگان فرمانروایی کنند، شایستگان غمگین میشوند.
عیَّن الخطأ:
مَن ترکَ الحَسَد زادَت محبّته عندَ النّاس! : هر کس حسادت را ترک کند محبتش در میان مردم افزون میشود!
مَن لایُبصر عیبَ أعماله یَشتغل بِعَیب غیرِه! : هر کس نقص اعمال خود نمیبیند به عیب دیگران مشغول میشود!
مَن یَنسَ خَطیئته یَعدَّ عیبَ النّاس عظیماً! : هر کس خطای خود را فراموش کند خطاهای دیگران برایش بزرگ میشود!
مَن تفکّرَ فی الأمور فَیُصبح ذا شأنٍ عظیمٍعندالنّاسِ!: هر کس در کارها بیندیشد در میان مردم دارای جایگاه والایی میشود!
مَن یُطِع اللّه فی جَمیعِ اأحوالِ یُصلح اللّهُ لَه أمر دنیاه أیضاً!:
هر کس خدا را در هر حال مطیع باشد خدا نیز کارهای او را در دنیایش سامان میدهد!
آن کس که در همه حالات مطیع خدا باشد، قطعا در دنیا خدا کارش را اصلاح میکند!
کسی که در هر حالی خدا را اطاعت کند، خداوند کارهای او را در دنیا اصلاح میکند!
هر که در همه احوال از خدا اطاعت کند، خدا هم کار دنیای او را سامان میدهد!
أذا ظَننتَأنّکَ تَستطیعُ أن تحصُلَ عَلی رضی النّاسِ، فأنتَمُخطِئ شَدیداً!:
هرگاه خیال کنی که مردم میتوانند تو را راضی نگه دارند چقدر در اشتباه هستی!
اگر گمان کنی که میتوانی رضایت مردم را به دست آوری، بسیار در خطا هستی!
وقتی که گمان کردی که تو قادر به راضی کردن مردم هستی بسیار به اشتباه افتادی!
اگر تو فکر میکنی که تو توانایی آن را داری که مردم را از خود راضی کنی بسیار خطا میکنی!
إن یَستفد الإنسانُ مِن العناصرِ السکّریّة أکثرَ مِن اللّازمِ، یُصب بِالأَمراضِ المختلفةِ!:
اگر انسان بیش از حد از مواد قندی استفاده کند، به بیماری های مختلف دچار میشود!
اگر انسان بیش از حد نیازش مواد قندی مصرف کند، بیماری های مختلف به او آسیب میرساند!
انسان چنانچه از مواد قندی بیشتر از نیاز استفاده کند، بیماری های مختلفی به او ضرر میرساند!
استفاده بیش از حد از مواد قندی برای انسان ضرر دارد و او را به بیماری های مختلف دچار می کند!
هاتانِا لبِطاقتانِ لهؤلاء الجُنودِ، فَضَعهما فی مَکانٍ مُناسبٍ. این .............برای این ................است پس آن دو را در جای مناسبی................. .:
کارت پستال – کارمندان – قرارداد
دو بلیط – سربازان - قرار بده
بلیط ها – سرباز - گذاشت
دو کارت - سربازان - بگذارد
أن تَعرَّف أحدٌ علی حقیقةِ الحیاة عَرَفَ بأنّ المجتمعاتِ البَشریّةَ تُعانی التکاسُلَ و الخُمولَ!:
اگر کسی به حقیقت زندگی پی ببرد میفهمد که جوامع بشری از سستی کاهلی رنج میبرد!
چنانچه واقعیت حیات را بر کسی هویدا کنی در مییابد که جوامع انسانی از سستی و تنبلی رنج میبرد!
چنانچه کسی به واقعیت حیات پی برده باشد درک میکند که جامعه بشری از تنبلی و گمنامی در رنج است!
اگر حقیقت زندگی بر کسی آشکار شود به این درک میرسد که جامعه انسانی از کسالت و کاهلی در زحمت است!
إن تَعَرَّفنا علی حیاةِ بعضِ الشُّعوبِ عَرَفنا أنّ المجتمعاتِ البشریّة تُعانی التکاسُلَ و الخُمولَ!
اگر با زندگی بعضی ملتها آشنا شویم در مییابیم که جوامع بشری از سستی و تنبلی رنج میبرند!
اگر زندگانی اقوام مختلف را بشناسیم میفهمیم که جوامع بشری از تنبلی و سستی است که رنج میبرند!
چون با زندگی برخی ملل و اقوام آشنا شویم درک خواهیم کرد که سستی و تنبلی جامعههای بشری را رنج میدهد!
چنان چه زندگانی ملت های مختلف را بشناسیم به این نتیجه میرسیم که سستی و تنبلی است که جامعههای بشری را رنج میدهد!
گنجینه عربی (2) یازدهم
