معنی واژههای «دغل - دون همّت - تیمار» در کدام گزینه کاملاً درست نیامده است؟
حیلهگر - لئیم - خدمت
مزوّر - پست - اندیشه
مکر - والامقام - پرستاری
مکّار - پست - غمخواری
معنی کدام کلمه با توجه به بیت مقابلش نادرست آمده است؟
با لطف بهارت دل چون برگ چرا لرزد / ترسد که خزان آید آرد دغلی دیگر (مکر)
ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت / با درد صبر کن که دوا میفرستمت (نهان)
ید بیضا و عصایی شده ثعبان رسدش / جملگی تشنه دلان قـوّت از او مییابند (طعام)
میدان تو بیکس است بنشین / شوریده سری بس است بنشین (آشفته)
معنای واژگان «توفیق، چاشنی، ادبار، نژند» بهترتیب در کدام گزینه آمده است؟
پیروزی، تلخی، خوشبختی، مهیب
کامیاب، شیرینی، سیهروزی، افسرده
مدد کردن بخت، مزه، پشت کردن، اندوهگین
به کاری دست یافتن، طعم، اقبال، خشمگین
در کدام گزینه غلط املایی وجود ندارد؟
گریه شام و سحر شکر که زایع نگشت
به نیروی همّت و بازوی همیّت کشند
کرم ورزد آن سر که مقضی در اوست
که سعیت بود در ترازوی خویش
در کدام بیت غلط املایی وجود دارد؟
اگر لطفش قرین حال گردد / همه ادبارها اقبال گردد
بلند آن سر، که او خواهد بلندش / نژند آن دل، که او خواهد نژندش
به گوش ارقوان آهسته گفتم / بهارت خوش که فکر دیگرانی
بهترتیبی نهاده وضع عالم / که نییک موی باشد بیش و نیکم
کدام اثر با صاحب آن مطابقت ندارد؟
بوستان: سعدی
شعر نیکی: سعدی
بهارستان: جامی
فرهاد و شیرین: نظامی
آرایههای بیت «نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست / چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست» در کدام گزینه آمده است؟
کنایه - تشبیه - تضاد - تناسب
مراعاتنظیر - تناقض - اغراق - جناس
پارادوکس - تشبیه - کنایه - جناس
استعاره - تضاد - حسآمیزی - تلمیح
در کدام بیت «جناستام» هست؟
یا دل به ما دهی چون دل ما بهدست توست / یا مهر خویشتن ز دل ما به در بری
ای برق اگر به گوشۀ آن بام بگذری / آنجا که باد زهره ندارد خبر بری
ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم / پیغام دوستان برسانی بدان پری
باز آی کز صبوری و دوری بسوختیم / ای غایب از نظر که به معنی برابر
در کدام بیت کلمهای به معنی «خوراک و غذا» دیده میشود؟
با قوت بازوان عشقت / سر پنجۀ عقل ناتوان است
شوق را بر صبر قوت غالب است / عقل را با عشق دعوی باطل است
بگیر فطرهام اما مخور برادر جان / که من در این رمضان قوت غالبم غم بود
اعتبار کوه بخشد کاه را / قوت شیران دهد روباه را
همهٔ کلمات مشخص شده درست معنی شدهاند، بهجز: ......... .
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید / قضا همیبردش تا به چنگ باز آید (نوعی ساز)
گرم جرم بینی مکن عیب من / تویی سر بر آورده از جیب من (گریبان)
چه جویی از این تیره خاک نژند / که هم بازگرداندت مستمند (خوار و زبون)
ز نادانی و تیرهرایی که اوست / خلاف افکند در میان دو دوست (بداندیشی و ناراستی)
در عبارت زیر، چند غلط املایی دیده میشود؟
«چندان که چشم بر ایشان افکند، بر دو پای راست بایستاد و روی به مهراب آورد و شقال از آن نیک شگفت نمود و توقف کردند تا از نماز فارغ شد.»
یک
دو
سه
چهار
در همهٔ ابیات جناس همسان هست، بهجز: .......... .
میل رفتن مَکُن ای دوست دَمی با ما باش / بر لبِ جوی، طرب جوی و به کف ساغر گیر
نداند دوش بر دوش حریفان / که تنها مانده چون خفت از غمش دوش
تن من جمله پس دل رود و دل پس تو / تن هوای دل و دل جمله هوای تو کند
مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را / در آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را
نقش دستوری ضمیر مشخص شده در کدام بیت متفاوت است؟
برو ای سپر ز پیشم که بهجان رسید پیکان / بگذار تا ببینم که که میزند به تیرم (ـَ م در تیرم)
گر بگریم چو شمع معذورم / کس نگوید در آتشم مگداز (ـَ م در آتشم)
باری به طریق کرمم بنده خود خوان / تا بشنوی از هر بن موییم جوابی (ـَ م در کرمم)
نه آنچنان به تو مشغولم ای بهشتی رو / که یاد خویشتنم در ضمیر میآید (ـَ م در خویشتنم)
در کدام بیت «صفت مبهم» وابستهٔ پیشین است؟
من بنده آن دمم که ساقی گوید / یک جام دگر بگیر و من نتوانم
عشق میورزم و امّید که این فَنِّ شریف / چون هنرهایِ دگر موجب حِرمان (بیبهرگی) نشود
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار / بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی
دوش شراب ریختی، وز بر ما گریختی / بار دگر گرفتمت، بار دگر چنان مکن
مفهوم بیت زیر در کدام بیت آمده است؟
«بلند آن سر که او خواهد بلندش / نژند آن دل، که او خواهد نژندش»
خداوندِ نام و خداوندِ جای / خداوندِ روزیدِهِ رهنمای
سپهر و زمان و زمین آنِ اوست / کم و بیش گیتی بهفرمان اوست
از اوی است گردون گردان به پای / هم اوی است بر نیکویی رهنمای
از اوی است پیدا مکان و زمان / پیِ مور بر هستی او نشان
توضیح روبروی کدام مصراع نادرست است؟
یقین، مرد را دیده، بیننده کرد (یقین و اطمینان، دیدهٔ مرد را بینا کرد.)
زَنَخدان فرو برد چندی به جیب (از کار باز ایستاد.)
کَرَم ورزد آن سر که مغزی در اوست (انسان فهیم، بخشنده نیز هست.)
یکی روبهی دید بیدست و پای (بیدست و پای، کنایه از ناتوان و بیعرضه است.)
مفهوم کدام بیت متفاوت است؟
جهد رزق ار کنی و گر نکنی / برساند خدای عزوجل
کز این پس به کنجی نشینم چومور / که روزی نخوردند پیلان بهزور
نه روزی به سرپنجگی میخورند / که سرپنجگان تنگروزی ترند
چو روزیبخش ما روزی چنین کرد / گَهی روزی دوا باشد، گَهی درد
مفهوم بیت زیر در کدام بیت دیده میشود؟
«بهترتیبی نهاده وضع عالم / که نییک موی باشد بیش و نیکم»
چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟ / چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
هر چیز که هست آنچنان می باید / وآن چیز که آنچنان نمیباید نیست
توان دانست عالم را به غایت / بدین ترتیب از اول تا نهایت
دارنده چو ترکیب طبایع (سرشتها) آراست / از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست؟
در کدام بیت دو واژهٔ متضاد دیده میشود؟
از لطافت کوهها را در هوا رقصان کنند / وز حلاوت بحرها را چون شکر شیرین کنند
رخت دل بر در هوس مبرید / مهر شه بر زر دغل منهید
ای دوست به ماتم چه نشینی چندین / کز ماتم تو شدیم با مرگ قرین
ز شورچشمی ادبار غافل افتاده است / سبکسری که به اقبال شادمان گردد
نقش دستوری بخشهای مشخص شده در همهٔ ابیات درست است، بهجز: .......... .
بلند آن سر که او خواهد بلندش / نژند آن دل که او خواهد نژندش (مفعول)
خرد را گر نبخشد روشنایی / بماند تا ابد در تیره رایی (مفعول)
کمال عقل آن باشد در این راه / که گوید نیستم از هیچ آگاه (مسند)
کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست / که دونهمتانند بیمغز و پوست (مسند)
آرایۀ روبروی کدام بیت نادرست است؟
با تو نقشی که در تصوّر ماست / به زبان قلم نیاید راست (تشخیص)
حاجت ما توئی چرا که ز دوست / حاجتی به ز دوست نتوان خواست (جناس همسان)
مجلس ما بیتو ندارد فروغ / زآنکه رخت شمع شبستان ماست (تشبیه)
مرا یاقوت او قوت روانست / ولی اشکم چو یاقوت روانست (استعار)
معنی عبارت «وامانده» در کدام بیت به بیت زیر نزدیکتر است؟
«چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر / چه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟»
خدا را ساربان آهسته میران / که مو واماندهٔ این قافلهستم
بزمیست که واماندۀ صد جمشید است / قصریست که تکیهگاه صد بهرام است
بیخویش شو از هستی تا باز نمانی تو / ای چون تو به هر منزل واماندهٔ بسیاری
چه دانند جیحونیان قدر آب / ز واماندگان پرس در آفتاب
مفهوم بیت زیر در کدام بیت آمده است؟
«در نابسته احسان گشادهست / به هر کس آنچه میبایست دادهست»
دهندهای که به گل نکهت (بو) و به گل جان داد / به هرکس آنچه سزا بود حکمتش آن داد
آنچه بایست ندادند به من / و آنچه دادند نبایست مرا
آرزو میخواه، لیک اندازه خواه / برنتابد کوه را یک برگ کاه
چون در رزق خدا بر روی درویش و غنی / بر گدا و محتشم بادا در لطف تو باز
معنی چند واژه درست است؟
«دغل (مکر) - ادبار (پشت کردن) - زنخدان (رخسار) - جیب (پایین) - حلاوت (مزه و طعم) - حمیّت (جوانمردی)- نژند (اندوهگین)-تیرهرایی (بدبختی)»
سه
چهار
پنج
شش
در کدام بیت واژههایی یافت میشود که باهم رابطهٔ معنایی «تضمّن» دارند؟
تلخی از زهر و حلاوت ز شکر مطلوب است / دشمن آن به که به خوبی نکند یاد مرا
توان ز ظاهر هر کس به باطنش ره برد / ز آب شوری و شیرینی زمین پیداست
تکرار حلاوت برد از چاشنی جان / پرهیز ز قندی که مکرر شده باشد
نغمهٔ شیرین مرغان سحر / شور در مستان خواب انداختهست
آرایههای درج شده روبروی کدام بیت تماماً درست است؟
بهنام چاشنی بخش زبانها / حلاوتسنج معنی در بیانها (حسآمیزی - جناس)
وگر توفیق او یکسو نهد پای / نه از تدبیر کار آید نه از رای (تشخیص - کنایه)
بگیر ای جوان دست درویش پیر / نه خود را بیفکن که دستم بگیر (کنایه - تشبیه)
برو شیر درنده باش، ای دغل / مینداز خود را چو روباه شل (استعاره - تشبیه)
همهٔ مصراعها درست معنی شدهاند، بهجز: ............
کزین پس به کنجی نشینم چو مور: از این به بعد مانند مورچهای در گوشهای مینشینم.
زَنَخدان فروبرد چندی به جیب: مدتی بدون تلاش و کوشش در گوشهای نشست.
نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست: هیچکس چه غریب و چه آشنا، غمخوار او نبود.
که دون همّتانند بیمغز و پوست: چون انسانهای پست، بیمغز و پوست هستند.
مفهوم بیت زیر در همهٔ ابیات وجود دارد، بهجز: ......
«کسی نیک بیند به هر دو سرای / که نیکی رساند به خلق خدای»
کسی خسبد آسوده در زیر گل / که خسبند از او مردم آسوده دل
کسی گوی دولت ز دنیا برد / که با خود نصیبی به عقبی برد
به غمخوارگی چون سرانگشت من / نخارد کس اندر جهان پشت من
درون فروماندگان شاد کن / ز روز فروماندگی یاد کن
در بیت زیر کدام واژه «مشبّهبه» نیست؟
«تو همچون گل ز خندیدن لبت باهم نمیآید / روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم»
گل
لب
بلبل
بوتیمار
در همۀ ابیات زیر بهجز بیت ...............، آرایۀ «جناس همسان» موجود است؟
ای گدایانِ خرابات خدا یارِ شماست / چشمِ اِنعام مدارید ز اَنعامی چند
خرم تن او که چون روانش / از تن برود سخن روان است
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست / چون من در آن دیار هزاران غریب هست
نالم ز دل چو نای من اندر حصار نای / پستی گرفت همت من زین بلند جای
بهترتیب در کدام بیتها آرایههای «کنایه، تضاد، جناس، تام، تلمیح» آمده است؟
الف) حق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوخته / آتش بسوزد قلب را بر قلب آن عالم زند
ب) گه آب را آتش برد گه آب آتش را خورد / گه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زند
ج) ید بیضا زِ جیب جان بر آریم / بدان قدرت که ماری شد عصایی
د) به همت خون نمرودان بریزیم / تو این منگر که چون پشه نزاریم
د - ب - الف - ج
د - الف - ب - ج
ب - ج - الف - د
ب - د - ج - الف
در بیت زیر از کدام آرایۀ ادبی استفاده نشده است؟
«بلند آن سر که او خواهد بلندش / نژند آن دل که او خواهد نژندش»
مجاز
جناس
تلمیح
موازنه
گنجینه فارسی (2) یازدهم
