آیا مسند در جملات غیراسنادی هم میآید؟
استاد فارسی ما داشت نقش کلمات را در کلاس توضیح میداد، تا به یک جایی رسیدیم. جمله اصلی را یادم نمیاد ولی این مثال را پرسیدم، «او دیوار را رنگ کرد.». قبل از آنککه بگویم، ما دو نوع فعل داریم، اسنادی و غیر اسنادی (کاری اگر استباه نکنم)، در افعال اسنادی (مثل است، بود، شد) ما مسند داریم، مثل «علی مریض است.» مریض اینجا مسند است که دارد حالتی را به نهاد نسبت میدهد. و در افعال غیراسنادی معمولا مفعول داریم مثل «علی او را دید» در اینجا او مفعول است. استاد ما میگوید در جمله «او دیوار را زنگ کرد» رنگ مسند است و کرد فعل است و بله، میگوید اینجا مسند به مفعول نسبت داده شده! طبق تحقیقاتی که من انجام دادم متوجه شدم، رنگ کردن خود یک فعل است و زنگ جزو آن است و این یک فعل مرکب است. من به ایشان گفتم که اول از همه فعل اسنادی نیست که بخواهد مسند داشته باشد، ثانیا، وقتی مسندی وجود دارد، مسند به نهاد بر میگردد ولی اینجا این او نیست که رنگ شده این دیوار است که رنگ شده. و در آخر رنگ کردن خود یک فعل است همانطور که در قبل ذکر کردم. استاد های دیگر، شما چه فکر میکنید؟