داستان رستم و سهراب، آموزش زبان فارسی پایه پنجم
داستان رستم و سهراب رستم، پهلوان بزرگ ایران، سالها پیش با دختری به نام تهمینه ازدواج کرد و پسری به نام سهراب داشت. اما رستم از تولد پسرش خبر نداشت و سهراب نیز پدرش را نمیشناخت. سالها بعد، سهراب که جوانی نیرومند شده بود، برای پیدا کردن پدرش به میدان جنگ آمد. سرنوشت طوری رقم خورد که او و رستم، بدون اینکه یکدیگر را بشناسند، روبهروی هم قرار گرفتند. آنها با هم جنگیدند و رستم، سهراب را زخمی کرد. وقتی سهراب نشان پدرش را به رستم نشان داد، رستم فهمید که جوان زخمی، پسر خودش است. اما دیگر دیر شده بود و سهراب جان خود را از دست داد. 1.نام پدر سهراب چه بود؟ الف) زال ب) رستم ج) گودرز د) افراسیاب 2.چرا رستم و سهراب هنگام نبرد، یکدیگر را نشناختند؟ 3.اگر رستم و سهراب پیش از جنگ با یکدیگر گفتوگو میکردند، به نظر شما سرنوشت آنها چگونه تغییر میکرد؟ دلیل خود را در یک یا دو جمله بنویسید.
1ـ نام پدر سهراب چه بود؟ الف) زال ب) رستم ج) گودرز د) افراسیاب جواب: گزینه دو رستم