درسنامه آموزشی هدیههای آسمانی کلاس ششم
درس 7: سیمای خوبان
سالها آرزو داشت بتواند در مزرعهی امام کاظم (ع) مشغول به کار شود. او میدانست که آن حضرت درآمد کشاورزی خود را در اختیار فقیران قرار میدهد. هنگام ناهار، سفرهی بزرگی پهن شده بود و همهی کارگران دور آن نشسته بودند؛ امّا کسی دست به غذا نمیبرد. گویا منتظر کسی بودند. چند لحظهای گذشت که امام با لبخندی بر لب، وارد شد، سلام کرد و کنار سفره نشست.
باورش نمیشد! آیا امام با کارگران خود بر سر یک سفره مینشیند؟ امام نام خدا را بر زبان آورد و همگی مشغول خوردن غذا شدند. غذا که تمام شد، امام خدا را شکر گفت و سپس رو به کارگران کرد و فرمود: «اگر ممکن است کمی بنشینید، مشکلی پیش آمده است که میخواهم دربارهی آن با شما مشورت کنم».
او رو به سوی امام کرد و گفت: «آیا شما با این علم و مقام میخواهید با ما که کارگریم، مشورت کنید؟»
امام کاظم (ع) با مهربانی نگاهی به او کرد و فرمود: «شاید چیزی که خدا به ذهن شما میآورد، راه حلّ این مشکل باشد».
این رفتار، عشق و علاقهی او را به امام بیشتر کرد و تازه فهمید که چرا خداوند ایشان را امام و پیشوای مسلمانان قرار داده است.
ایستگاه فکر (صفحهٔ 38 کتاب درسی)
فکر میکنید امامان (علیهم السّلام) چه ویژگیهایی داشتند که خداوند ایشان را پیشوای ما قرار داده است؟
اهل بیت در قرآن
قرآن، کتاب هدایت و راهنمایی مردم است و بهترین راه هدایت، معرّفی الگوهای برتر و انسانهای نمونه است. در یکی از آیات قرآن میخوانیم:
إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (سورهی احزاب، آیهی 33)
همانا خدا اراده کرده است که همهی پلیدیها و ناپاکیها را از شما اهل بیت دور سازد و شما را پاک و مطهّر گرداند.
اهل بیت پیامبر (علیهم السّلام) پاکترین انسانها هستند. آنها با رفتار نیک و دوری از کارهای زشت و ناپسند، پاک شدهاند و میتوانند الگوی مسلمانان باشند.
ایشان در برخورد با مردم، بسیار مهربان و خوش اخلاق بودند. خطای دیگران را به راحتی میبخشیدند و آنان را سرزنش نمیکردند. با هیچکس مغرورانه سخن نمیگفتند و کسی را با لقبهای زشت و ناپسند صدا نمیزدند. اگر کسی نزد آنان به غیبت دیگران زبان میگشود، جلوی او را میگرفتند. با شوخیهای سالم و مفید، دیگران را شاد میکردند و میفرمودند هر کسی مؤمنی را شاد کند، خدا را خشنود کرده است؛ امّا به بهانهی شوخی، کسی را مسخره نمیکردند. به فکر دوستان و یاران خود بودند؛ اگر مسافر بودند، دعای ایشان بدرقهی راهشان بود و اگر بیمار بودند به عیادت آنان میرفتند و با سخنان دلگرم کننده به آنان امیدواری میدادند.
ایشان همچنین دانشمندترین و باایمانترین مردم بودند، از هرگونه خطا و اشتباه به دور بودند و مردم را با آگاهی کامل از دستور دین، هدایت و راهنمایی میکردند. با ظالمان و ستمگران زمان خود مبارزه مینمودند و همگی در این راه تا پای جان ایستادگی میکردند.
اینها تنها گوشهای از رفتارهای پسندیده و صفات نیک پیشوایان دینی ماست. همین ویژگیها باعث شد خداوند آنان را پیشوای مسلمانان قرار دهد.
گفتوگو کنید (صفحهٔ 46 کتاب درسی)
با کمک دوستانتان نام دیگری برای درس بیابید. دلیل انتخاب خود را نیز بگویید.
«الگوی برتر» چرا که امامان به خاطر صفات و رفتار نیکشان همواره به عنوان الگو در زندگانی ما شناخته میشوند و این درس سعی دارد که رفتارهای این بزرگان را بیشتر به ما بیاموزد.
ببین و بگو (صفحهٔ 46 کتاب درسی)
هر یک از این تصویرها با کدامیک از ویژگیهای اهل بیت (علیهم السّلام) ارتباط دارد؟
|
|
|
|
تصویر اول (سمت سمت چپ): مهربان بودن امامان با فقرا و نیازمندان را نشان میدهد.
تصویر دوم (تصویر وسط): نشان میدهد که امامان با مردم همدل و هم زبان بودند و آنهارا هدایت میکردند و همچنین عالم به همهی علوم زمان خود بودند و با دانشمندان اهل کتاب به مباحثه میپرداختند.
تصویر سوم (تصویر سمت راست): نشان میدهد که امامان افرادی با ایمان و دوستان مخلص خداوند بودند و هیچ چیز مانع ارتباط ایشان با خداوند نمیشد حتی در شرایط سخت زندان.
تدبّر کنیم (صفحهٔ 46 کتاب درسی)
امام علی (علیه السّلام) میفرماید:
مَن اَحَبَّنا فَلیَعمَل بِعَمَلِنا
هر کس ما را دوست دارد، پس شبیه ما عمل میکند.
با توجّه به معنای این حدیث در موارد زیر بهترین برخورد چیست؟
- کسی شما را مسخره میکند یا به شما ناسزا میگوید. شما از دست او خیلی ناراحت و عصبانی هستید و تصمیم میگیرید...
خونسردی خودتان را حفظ کنید، جواب بدی را با بدی ندهید و با احترام از آنجا دور شوید یا با آرامش بگویید که این رفتار درست نیست.
چون اهلبیت همیشه با صبوری و بزرگی برخورد میکردند.
- در بازی، دوستتان ناخواسته به شما برخورد میکند. روی زمین میافتید و پایتان زخمی میشود. به سرعت بلند میشوید، به طرف او میروید و ....
با لبخند میگویید: میدانم عمدی نبودی، اشکالی نداره!
یعنی گذشت میکنید و دوستیتان را حفظ میکنید.
- یکی از صمیمیترین دوستانتان در حضور شما از دیگران بدگویی میکند؛ شما....
مودبانه موضوع را عوض میکنید یا به او میگویید: «بیایید دربارهی کسی حرف نزنیم که پیش ما نیست، شاید اشتباه فکر کنیم.»
این یعنی پشت سر کسی بد نگفتن، مثل رفتار امامهاست.
کامل کنید (صفحهٔ 47 کتاب درسی)
نام امامان عزیزمان را به ترتیب بنویسید و جاهای خالی را پر کنید.
| امامان عزیز ما ... | آنچه دربارهی ایشان میدانیم |
| امام اول: علی (ع) | همسر حضرت فاطمه (س) و پدر امام حسن و حسین (ع) |
| امام دوم: حسن (ع) | فرزند امام علی (ع) که با توطئهی معاویه توسط همسرش مسموم شد و به شهادت رسید. |
| امام سوم: حسین (ع) | فرزند دوم امام علی (ع) که در کربلا به شهادت رسید. |
| امام چهارم: سجاد (ع) | فرزند امام حسین (ع) که به خاطر سجدههای طولانیاش به سجاد معروف شد. |
| امام پنجم: محمدباقر (ع) | فرزند امام سجاد (ع) که به خاطر دانش زیادش به باقرالعلوم معروف شد. |
| امام ششم: جعفرصادق (ع) | فرزند امام باقر (ع) که به راستگویی وشاگردپروری معروف شد. |
| امام هفتم: موسی کاظم (ع) | فرزند امام صادق (ع) که به خاطر فرو بردن خشم به کاظم معروف شد. |
| امام هشتم: رضا (ع) | فرزند امام کاظم (ع) که به دست مامون به شهادت رسید و در مشهد دفن شد. |
| امام نهم: محمد بن علی (ع) | فرزند امام رضا (ع) که در سنین نوجوانی به امامت رسید و به تقی و جوادالائمه معروف شد. |
| امام دهم: علی بن محمد (علی) | فرزند امام جواد (ع) که به هادی و نقی معروف شد و در شهر سامرا به شهادت رسید. |
| امام یازدهم: حسن عسکری (ع) | فرزند امام هادی (ع) و پدر امام زمان (عج) که 29 سال عمر کرد و در شهر سامرا به شهادت رسید. |
| امام داوزدهم: مهدی (ع) | فرزند امام حسن عسکری (ع) که آخرین امام شیعیان است و تمامی دنیا با آمدن ایشان اصلاح خواهد شد. |
بررسی کنید (صفحهٔ 48 کتاب درسی)
به نظر شما، ما چه وظایفی نسبت به امامان مهربانمان داریم؟
وظیفهی ما این است که آنها را دوستان واقعی خود بدانیم و رفتار و کردار خویش را شبیه به آنان کنیم.
- سعی کنیم با زندگی و سخنان ایشان..... آشنا شویم و مانند آنان زندگی کنیم.
- در برگزاری مراسم جشن میلاد یا مراسم عزاداری شهادت ایشان.... شرکت کنیم و برای برگزاری هر چه باشکوهتر این مراسمها با دیگران همکاری کنیم.
- در صورت امکان، زیارتِ.... حرم مطهر امامان معصوم(ع) برویم و زیارت نامههای مخصوص به ایشان را بخوانیم و بااین کار محبت خویش را نسبت به آنها نشان دهیم.
- در زندگی..... از ایشان یاری بجوییم.
ایستگاه خلّاقیت (صفحهٔ 48 کتاب درسی)
به کمک دوستانتان در گروه، دو حدیثی از اهل بیت (علیهم السّلام) که برای شما دلنشین بوده است، انتخاب کنید. آن را با خطّ خوش بنویسید. سپس تزیین، و در کلاس نصب کنید.
پاسخ پیشنهادی:
العِلمُ خَیرٌ مِنَ المالِ، العِلمُ یَحرُسُکَ وأنتَ تَحرُسُ المالَ: دانش بهتر از ثروت است؛ زیرا دانش از تو نگهبانی میکند، ولی تو باید از ثروت نگهبانی کنی. امام علی (علیهالسّلام)
مَن لا یَرحَم، لا یُرحَم: کسی که مهربان نباشد، مورد مهربانی قرار نمیگیرد. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)
تحقیق کنید (صفحهٔ 48 کتاب درسی)
داستانهایی از زندگی امامان (علیهم السّلام) را از کتاب «داستان راستان» نوشتهی دانشمند شهید مرتضی مطهری، انتخاب کنید و در کلاس برای دوستانتان بخوانید.
میهمانان علی (ع)
مردی با پسرش، به عنوان میهمان، بر علی - علیهالسلام - وارد شدند. علی(ع) با اکرام و احترام بسیار آنها را در صدر مجلس نشانید و خودش روبروی آنها نشست. موقع صرف غذا رسید. غذا آوردند و صرف شد. بعد از غذا، قنبر غلام معروف علی(ع)، حولهای و طشتی و ابریقی برای شستن دست آورد. علی (ع) آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست میهمان را بشوید. میهمان خود را عقب کشید و گفت: مگر چنین چیزی ممکن است که من دستهایم را بگیرم و شما بشویید. علی(ع) فرمود: برادر تو، از سر تو است، از تو جدا نیست، میخواهد عهده دار خدمت تو بشود، در عوض خداوند به او پاداش خواهد داد، چرا میخواهی مانع کارثوابی بشوی؟" باز هم آن مرد امتناع کرد. آخر علی(ع) او را قسم داد که: من میخواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نائل گردم، مانع کار من مشو. میهمان با حالت شرمندگی حاضر شد. علی فرمود: خواهش میکنم دست خود را درست و کامل بشویی، همان طوری که اگر قنبر می خواست دستت را بشوید می شستی، خجالت و تعارف را کنار بگذار. همین که از شستن دست مهمان فارغ شد، به پسر برومند خود محمد بن حنفیه گفت: دست پسر را تو بشوی. من که پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو دست پسر را بشوی. اگر پدر این پسر در اینجا نمی بود و تنها خود این پسر میهمان ما بود من خودم دستش را می شستم، اما خداوند دوست دارد آنجا که پدر و پسری هر دو حاضرند، بین آنها در احترامات فرق گذاشته شود. محمد به امر پدر برخاست و دست پسر میهمان را شست.
امام حسن عسکری(ع) وقتی که این داستان را نقل کردند، فرمودند: شیعه حقیقی باید این طور باشد."


