کلاغی تکّهای پنیر دید. آن را برداشت و به سوی درخت بلندی پرواز کرد. روباهی او را دید و تصمیم گرفت آن پنیر را به دست آورد. روباه ............ به زیر درخت آمد و شروع به تملق گفتن از کلاغ کرد. از زیر درخت فریاد زد: «به به! چه پرندۀ زیبایی! چه اندامی! چه پرهای برّاقی! اگر صدایت هم به زیبایی پرهایت باشد، سزاوار است که تو را سرور پرندگان بخوانند.» کلاغ از حرفهای روباه بسیار خوشحال شد و خواست قارقار کند. امّا همین که دهانش را باز کرد، پنیر از دهانش به زیر درخت افتاد. روباه آن را برداشت و به سرعت فرار کرد.
با توجه به متن، واژهی مشخص شده (تملّق گفتن) به چه معنی است؟
چاپلوسی
2 )
عذرخواهی
3 )
تشویق
4 )
قدردانی
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!